تبلیغات
. - اخه مگه من شیطونم؟6(قبل از نظرآناجون بسی اضافه شد)

اخه مگه من شیطونم؟6(قبل از نظرآناجون بسی اضافه شد)

شنبه 19 تیر 1395 04:29 ب.ظ

نویسنده : ℳɨss craZy
ارسال شده در: آخه مگه من شیطونم *
سلام
اینم از این قسمت:
نویسنده؟missfat£m£h
قسمت؟پنجم می باشد
جلد رمان؟هستی شای جون
برای قسمت بعدی؟حداقل100نظر
اومدم یواشکی از زیردر نگاه کنم که یه دفعه در باز شد
بابا بالا سرم بود!
بابا:تو اینجا چیکار می کنی؟؟؟جواب بده!
من:با...بابا من فقط...
-تو فقط چی؟هان فقط چی؟به هیچ وجع نمی زارم که همینجوری پررو بمونید!از امروز میرید اتاقتون وتا مدتی نمی زارم بیاین بیرون.سریع!به اون مهساام بگو!
بعدم محکم درو بست.منم سریع رفتم پایین وهمه چی رو برای مهسا تعریف کردم وبعد رفتیم توی اتاقمون.
ممهسا:دیوونه شدی صدارو اشتب شنیدی...
وایسا اصلا خودم می رم یه سروگوشی اب می دم.
اروم از اتاق رفت بیرون
حدود یک ربع بعدش مهسا با قیافه ی وحشتزده ای اومد تو اتاق وچشماش گشاد شده بود.
من گفتم:چی شد ضایع شدی؟
مهسا-ممممن.یعنی...ه   ه هیولاااهیولا
-بابا تو دیگه ته توهمی به جان خودم خل شدی!
درست حرف بزن ببینم چیکار کردی هیولا چیه اخه خل وچل؟سریع بنال چرا زبونت بنداومده بگو دیگه!!
مهسا-مامامامان.بابا ه ه ه ه یولا ششدن.مممن خودم دی..دم
-اوکی عقلتو از دست دادی از تو بخاری بلند نمی شه حودم می رم.توام دهنتو ببند که یه وجب واز مونده...
رفتم در اتاق.اتاق باز بود و....
یه جیغ وحشتناک زدم
ایو چیه روبه روی من؟یعنی چی؟این چیه دیگه¿¿¿¿
چندمورد هست واسه الان
1-خل وچل یا دیوونه شدم
2-توهم زدم
3-دارم کابوس میبینم
خب مشخصا گزینه سومه.مسلما!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395  11:32 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30