تبلیغات
. - xxدو دختر رو در روی همxx

xxدو دختر رو در روی همxx

دوشنبه 10 اسفند 1394 09:56 ب.ظ

نویسنده : پریـωــا
ارسال شده در: xxدو دختر رو در روی همxx *

xxدو دختر رو در روی همxx

به قلم :میس آبنبات

پوستر:میس آبنبات

تعداد فصل ها:15 یا بیشتر

تعداد شخصیت اصلیا:2 نفر

تعداد شخصیت های فرعی:5 شش تا

قسمت دوم....
 
روبه روی یه راپله وایساده بودم من چرا اونجا بودم اصن؟ به ساعت توی دستم نگاه کردم اون منو اورده بود اونجا گذاشتمش تو جیبم راه برگشتن نداشتم پس از پله ها رفتم بالا لعنتی تمومیم نداشت بلاخره رسیدم به ی پاگرد ی دختره ای اونجا منتظرم بود وقتی نفس نفس زنان رسیدم گفت:سلام کاتلی (همه کسایی که نمی شناختمشون منو میشناختن) گفتم: سلام ببخشید شما؟ دستمو گرفتو کشوندم تو ی اتاقی شبیه ی جور هال بود از اون هال کوچولو گذرندم و وارد ی راهرو طولانی و سپس ی پذیرایی خیلی بزرگ شدیم اونجا وایسادیم پرسید ساعت کو ؟ نزدیک بود‌‌‌شاخ درارم گفتم:تو میدونستی من اونو برمیدارم ؟ با بی حوصلگی تکرار کرد :ساعت ساعتو از تو جیبم در اوردم و دادم بهش گرفتش و نشست رو ی مبل با دقت وارسیش کرد و گفت درسته گفتم:چی درسته؟ روشو به سمت من کرد خم شد جلو و گفت:بشین نشستم شروع کرد:کاتلیا تو برای این ماموریت انتخاب شدی و یکی دیگه تو باید ایوارانس رو نجات بدی چشم امید همه به شماست گفتم:آهان ببخشید همکارم کی بعد ایوارنس کجاست چرا چشم امید همه به ماس ی خرده واضح تر حرف بزن سرشو تکون داد گفت:نگو همچیو فراموش کردی؟ گفتم:چیو فراموش کردن این اولین باریه که اینجام 
-نه اولین بارت نیست تو بچگیت اینجا بودی اینجا زندگی میکردی
-دقیقا با کی؟
-با ماریا و دیوید 
-اینایی که گفتی کین؟
چشاش گرد شدو گفت:پدرو مادرتن
فریاد زدم :پدرو مادرم مگه زندن؟
-معلومه که زندن پس چی فکر کردی مردن؟
-پس چرامن پیش اونا احمقا بزرگ شدم
بلند شد و با خشم گفت:درست حرف بزن
-چه طور مگه؟
-اونا عمه وشوهر عممن
-ببخشید از دهنم پرید
نشست رومبل گفتم نمی خوای این همکار مارو معرفی کنی؟با بی حوصلگی گفت بیا تو و از در پشتی ی پسر 8  27. ساله اومد تو ی دقیقه شک کردم و شناختمش همون دادش دروغین(بی نهایت خوشگلم از نظر ۹۰٪ دخترا بود و خیلی عادی از نظر بنده) به دختره گفت:اومد الن؟الن‌گفت:خیلی زود راهشو پیدا کرد اونم خودش کریستین(بهش میگیم کیریس کریس) شکلکی در اورد گفت:اااوه الن نشوندش رو مبلو گفت:خفه کیریس گفتم :حالا کی باید بریم«ایوارنس» ؟ایوارنسو با لحن خاصی گفتم کیریس با ادا گفت:کی؟سه سال دیگه؛خب احمقه فردا دیگه با صدای نسبتا بلندی گفتم:جان؟؟؟؟؟ 
-بعله خانوم خانوما وقتی نداری اینجا گردش کنی
-برو بابا من از خدامه از اینجا برم
-بری؟کجا با این عجله حالا کار داریم
الن گفت:به جا کل‌کل برید ی فکری به حال فردا کنید با اکراه از جام بلند شدم و با حالت کاملا رسمی گفتم :خیلی عذر میخوام کجا میتونم استراحت کنم کیریس ادای صدای منو در اوردو گفت:آنجا دوشیزه الن خندش گرفت در کمال پررویی رفتم تو اتاقم فردا بایدبااون بوزینهه میرفتم ماموریت اَه‌ه‌ه‌ه‌ه



دیدگاه ها : ثابت
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 اسفند 1394  12:04 ق.ظ